محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

143

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

( نمرود و بخت نصر ، كه هر دو كافر بودند ) و ( سليمان بن داوود و ذو القرنين ، كه هر دو مؤمن بودند ) . همچنين گفته‌اند كه نمرود نخستين پادشاهى بود كه در زمين سركشى كرد و نخستين پادشاهى بود كه در زمين ( بابل ) كاخ ساخت و نخستين پادشاهى بود كه مردم را به دار كشيد و دستان و پاهايشان را بريد و مرتكب ديگر كارهاى ستمگرانه شد و چنين اوصافى را به او نسبت داده‌اند امّا حقيقت امر را جز خداوند متعال كسى نمىداند و معلوم نيست كه مورخان از كجا به اين امور دست يافته‌اند ، بويژه بيشتر اين مورخان كسانىاند كه مورد اعتماد مردم هستند و گذشته از تفسير در تاريخ نيز جايگاهى و الا دارند « 1 » . به راستى آن اسطوره‌اى كه همواره در متون عربى دربارهء پادشاهان چهارگانه حاكم بر سراسر زمين تكرار مىشود ، به هيچ وجه با حقايق شناخته شدهء تاريخى همخوانى ندارد ، چرا كه نخستين كس از آنان نمرود است كه اينك سر سخن ما با اوست ، راويان اين اسطوره نمىداننند كه تاريخ بابل - دست كم تا به امروز - پادشاهى را به اين نام نمىشناسد و من نمىدانم كه تاريخ نگاران اسلامى آن را از كجا به دست آورده‌اند ، بنابر بيشترين گمان ، آن را از روايات مسلم اهل كتاب گرفته‌اند ، چنان كه در تورات يهود آمده است : « كوش فرزند نمرود بود كه براى نخستين بار در زمين ستمگرى كرد . . . كه كشور او از بابل و أرك و أكد آغاز مىشد ، تو گويى در سرزمين شنعار بوده است » « 2 » ، امّا در تاريخ و بر مجراى « الزاب الأعلى » شهرى به نام « نمرود » شناخته شده است كه در زمان پادشاهى « سارگون دوم / 722 - 705 ق . م » پايتخت امپراتورى آشورى بود ، و اين همان شهر « كالح » در تورات است « 3 » كه « أشور بانيپال دوم » در سال 883 ق . م آن را بنياد نهاد كه بر كناره شرقى رود دجله و فاصله 22 ميلى جنوب موصول كنونى واقع است . بنابراين ، نويسندهء سفر پيدايش تورات ، پادشاه و نام شهر را به هم آميخته است ، سپس مورخان ما آمده و آن را از تورات نقل كرده‌اند ، انگارى كه اين گزارش برتر و بالاتر از گزارشات شنيدارى مبتنى بر شك و ترديد است ، حال آنكه با در نظر گرفتن تمامى مقياس‌هاى روش پژوهش‌هاى تاريخى و دينى چنين نيست .

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، 5 / 431 - 433 ؛ تفسير قرطبى ، ص 1092 ؛ تفسير ابن كثير ، 1 / 468 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 233 - 234 ؛ الكامل ابن اثير ، 1 / 94 ؛ ابو الفداء ، تاريخ البشر ، 1 / 13 ؛ المقدسى ، البدء و التاريخ ، 3 / 45 - 48 ؛ ديار بكرى ، تاريخ الخميس ، ص 89 - 91 ؛ مسعودى ، مروج الذهب ، 1 / 56 ؛ ابن حبيب ، المحبر ، المحبر ، ص 392 - 394 ؛ ابن كثير ، البداية و النهاية ، 1 / 148 . ( 2 ) . سفر پيدايش ، 1 / 8 - 10 . ( 3 ) . سفر پيدايش ، 10 / 711 .